ابراهيم عاملي ( موثق )
73
تفسير عاملي ( فارسي )
است و ايجاد او كه انسان را مجموعه اى از خواسته ها و توانائيها قرار داده است كه موجبات آثار خير و شر و كفر و ايمان هستند . مجمع : بعضى گفتهاند : يعنى خشم خداوند بر آنها محقّق است و ثابت ، و بعضى گفتند : يعنى « حقّت عليهم وعيد ربّك » تهديد خداوندى بر آنها مسلَّم است ، و جمله ى « لا يُؤْمِنُونَ » اخبار بنفى ايمان است نه نفى قدرت ، پس به آنها توانائى ايمان داده شده است و خود از آن استفاده نميكنند . عبده : يعنى كلمه ى عذاب از سوى حقّ بر آنها محقّق شده است كه بروش معيّن ايجاد ميشوند و آنها كه آمادگى و استعداد هدايت ندارند ، بواسطه ى ثبوت و رسوخشان در كفر و طغيان و اعراض از آيات ايمان مؤمن نميشوند ، نه اينكه خدا آنها را منع كرده است كه از خود اختيارى ندارند . « * ( فَلَوْ لا كانَتْ ) * تا آخر آيه » 97 طبرى : ابن عبّاس گفته است : يعنى مردم آباديها كه پس از گرفتارى مؤمن شدهاند ايمانشان سودى براى آنها نداشته بجز مردم يونس و مجاهد گفته است : مردم هيچ آبادى از ايمان خود سود نبردند آنچنانكه مردم يونس از ايمانشان سود بردند . مجمع : زجّاج گفته است : خداوند اطَّلاع داد : كه سودى نيست در ايمان و تسليم بهنگام فرا رسيدن گرفتارى و فقطَّ مردم يونس را پس از ايمان از گرفتارى آسوده كرديم . از حسن بصرى نقل شده است كه او چنين معنى كرد : چرا همه ى مردم آباديها مؤمن نميشوند و مثل ملَّت يونس نيستند كه همگى بدون استثنا مؤمن شدند . حسينى : عدّه اى معنى آيه را چنين دانستهاند : چرا مردم آبادى پيش از فرا رسيدن عذاب مؤمن نميشوند تا از ايمان خود استفاده كنند ، ولى مردم يونس چون نشانه ى عذاب مشاهده كردند بدون تأخير مؤمن شدند . و قصّه ى يونس چنان بود كه خداوند او را بمردم نينوى كه آبادى كنار دجله نزديك موصل بود مأمور كرد مردم او را رنجاندند او بتنگ آمد و شكايت كرد ، حقّ تعالى فرمود به آنها خبر ده كه